یادسپاری آسانتر در امر ساخت مجهول در عربی

ابتدا قاعده کلی بیان می شود و سپس برای یادسپاری آسانتر به طرح سوالاتی پرداخته می‌شود و در ادامه به پاسخ و ارائه راهکارهایی برای یادسپاری آسانتر می پردازیم.
قاعده کلی:
ماضي :‌عين الفعل را كسره مي دهيم -- حروف متحرك ماقبل را مضموم مي كنيم .
مضارع : عين الفعل را فتحه مي دهيم – فقط حرف مضارعه را مضموم مي كنيم.
سوالات و پاسخ ها:
-- چرا در ساخت فعل مجهول باید در مورد فعل ماضی، عین الفعل را کسره داد و درباره فعل مضارع باید فتحه داد؟
اولا این که، قانون ساخت فعل مجهول به این گونه است دوما این که می توانیم به گونه ای برای خودمان چیزی را در نظر بگیریم تا هرگز قاطی نکنیم و بتوانیم سریع به موضوعی که در ذهن قرار دادیم مراجعه کرده و بفهمیم که در ساخت فعل مجهول باید عین الفعل فعل ماضی را کسره و عین الفعل فعل مضارع را فتحه داد که در یادسپاری آسانتر این قانون هم موثر است خب برای این کار هر کس می‌تواند روش خود را اجرا کند اما این جا دو روش پیشنهاد می شود:
با توجه به اینکه عین الفعل فعل های معلوم ماضی و مضارع ثلاثی مجرد می تواند مفتوح، مکسور و یا مضموم باشد (منظور از فعل ماضی و مضارع، صیغه‌ی اول آنهاست) به سراغ فعل های معلوم ماضی و مضارع ثلاثی مزید می رویم تمام افعال ماضی ثلاثی مزید(در هشت باب آن)، عین الفعل آنها مفتوح است و از هشت فعل مضارع ثلاثی مزید، شش تا آنها عین الفعل آنها حالت کسره دارد پس می توان اینگونه گفت نماد ماضی این است که عین الفعل آن فتح دارد و نماد مضارع این است که عین الفعل آن کسره دارد حال برای ساخت فعل مجهول حرکت عین الفعل را برعکس می کنیم یعنی عین الفعل ماضی معلوم چون فتحه دارد آن را کسره می دهیم و عین الفعل مضارع معلوم چون کسره دارد آن را فتحه می دهیم بهرحال باید فرقی بین فعل معلوم و مجهول باشد و شاید و شاید دلیل این کار هم همین بوده که من شخصاً بی خبرم اما روش دیگر استفاده از اولین صیغه ی فعل ذَهَبَ است(فعلی که معمولا برای آموزش صرف فعل ماضی در عربی از آن استفاده می شود) چون عین الفعل معلوم آن فتحه دارد پس عین الفعل تمام افعال مجهول ماضی باید مخالف آن یعنی کسره شود و چون کسره برای مجهول ماضی استفاده شد پس حرکت عین الفعل مجهول مضارع باید مخالف آن یعنی فتحه شود.
-- چرا در ساخت فعل مجهول باید در ابتدای فعل ماضی و مضارع از حرکت مضموم استفاده شود؟(ویژگی مشترک در امر مجهول کردن فعل)
-- چرا در ساخت فعل مجهول باید در مورد فعل ماضی، حروف متحرك ماقبل از عین الفعل را مضموم و درباره فعل مضارع باید فقط حرف مضارعه را مضموم كنيم؟
اولا این که، قانون ساخت فعل مجهول به این گونه است دوما این که می توانیم به گونه ای برای خودمان چیزی را در نظر بگیریم تا هرگز قاطی نکنیم و بتوانیم سریع به موضوعی که در ذهن قرار دادیم مراجعه کرده و بفهمیم که در ساخت فعل مجهول باید از چنین قاعده ای پیروی کنیم که در یادسپاری آسانتر این قانون هم موثر است خب برای این کار هر کس می‌تواند روش خود را اجرا کند اما این جا یک روش پیشنهاد می شود:
این موضوع که از ضمه در ابتدای فعل مجهول استفاده می شود می توان چنین در نظر گرفت که فعل معلوم از آن جایی که همیشه فاعل دارد و إعراب آن مرفوع است بعلت این که در امر مجهول کردن، فاعل حذف می شود و مفعول، نایب فاعل می‌شود جهت احترام قائل شدن برای فاعلی که حذف شده باید دو کار صورت گیرد اول اینکه نایب فاعل یا همان مفعول سابق حق ندارد با حرکت خودش یعنی فتحه بیاید بلکه باید حرکت ضمه بگیرد و دوم اینکه نماد فاعل که ضمه بود باید در ابتدای فعل هم قرار گیرد به عبارتی، اول فعل و آخر نایب فاعل ضمه ای می شود که این نشان از فقدان فاعل است اما بحث سوال دوم که چرا در ساخت فعل مجهول باید در مورد فعل ماضی، حروف متحرك ماقبل از عین الفعل را مضموم و درباره فعل مضارع باید فقط حرف مضارعه را مضموم كنيم می توان گفت که قاعده، در اصل اینگونه بوده که فقط حرف ماضیه و حرف مضارعه باید مضموم شوند و از آن جایی که حرف ماضیه نداریم گفتند چکار کنیم، چکار نکنیم، گفتند گور پدر ضرر، هر حرکت متحرک قبل از عین الفعل را در فعل ماضی ضمه دهید و این شد داستان ساخت مجهول.
خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ (از آیه‌ی ۴۴ سوره عنکبوت)ﺧﺪﺍ ﺁﺳﻤﺎﻥ‌ﻫﺎ ﻭ ﺯﻣﻴﻦ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ‌ ﺣﻜﻤﺖ ﺁﻓﺮﻳﺪ.
خُلِقَ الْإِنسَانُ ضَعِيفًا (از آیه‌ی ٢٨ سوره نساء) انسان ضعیفﺁﻓﺮﻳﺪﻩ ﺷﺪﻩ است.
الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُهَا فِي الْبِلَادِ (از آیه‌ی ۸ سوره فجر)
ﺑﻨﺎﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﻣﺜﻠﺶ ﺩﺭ ﺷﻬﺮﻫﺎی ﺩﻳﮕﺮ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﻮﺩ!
نکته: البته باید بدانیم که در بعضی از افعال اجوف، فعل مجهولی می بینیم که در ابتدای کلمه آن، حرکت ضمه وجود ندارد و در واقع حرکت کسره آمده است که این بخاطر قواعد اینگونه افعال است بطور مثال، فعل قِیل که از فعل قال بوجود آمده است یک فعل مجهول است.
وَ قِيلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (از آیه‌ی ۷۵ سوره زمر)
و گفته می شود: ﺍﻟﺤﻤﺪ ﻟﻠﻪ ﺭﺏّ ﺍﻟﻌﺎﻟﻤﻴﻦ.

همه چیز درباره ی مُشک، مِشک، مِسک، سُعد، عَنبر

مُشک یا مِشک یا مِسک کدام تلفظ صحیح است؟
دهخدا می نویسد اهل فارس به کسر میم مِشک و اهل ماوراءالنهر بضم میم مُشک و اهل عرب مِسک خوانند یعنی بجای شین ، سین دانند.اما گویا در ادبیات و صحبت های آحاد مردم تلفظ مُشک رایج‌تر است.
رابطه ی مُشک و مَشک؟ (کمک کننده به یادسپاری آسانتر)
هر دو مُشک و مَشک را از نوعی دام یا چهارپا تهیه می کنند مُشک را طی فرایندی از ناف آهو می گیرند(ماده ای نهایت خوشبوی در کیسه ای که آن را نافه گویند و در زیر شکم آهوی مشکین نرینه جای دارد.) و اما طی فرایندی دیگر مَشک را از پوست گوسفند که درست و بدون شکافتن از وسط کنده باشند تهیه می کنند و در آن ماست و دوغ و آب و جز آن ریزند.
در ضمن، در ادامه به دو ماده خوشبوی دیگر اشاره می شود:
الف_ مشک زمین، مشک زمینی، مشک زیرزمین و یا مشکک گیاهی است بغایت خوشبوی و آن را به عربی سُعد گویند که دارای ساقه زیرزمینی برنگ سیاه و بسیار خوشبوی و معطر است و بطور خودرو در مزارع می روید. (برای یادسپاری آسانتر می توان با کلمات بازی کرد و داستان ساخت مثلا در این جا می توان گفت اگر کسی سَعد بود سُعد در قبرش می روید یعنی اگر کسی نیک بود و نیکوکار شاید بخاطر نیکی اش در قبرش پر از ماده خوشبوی شود)
ب_ عَنبر، ماده چرب و مومی شکلی، که در معده و روده های نهنگ عنبر( شاه‌نهنگ، عنبر ماهی، ماهی عنبر یا کاشالوت) یافت می شود.پستاندار عظیم الجثۀ دریازی و گوشت خواری که طول بدن حیوان به بیست متر می‌رسد و بطور کلی شکل ظاهری آن ها بشکل ماهی است اما برخلاف ماهی‌ها که در دستهٔ آبزیان جای دارند و تخم‌گذار هستند در بدن خود دارای رحم هستند و پس از گذر زمان بارداری، در دریا فرزند خود را به دنیا می آورند. این پستانداران در همه اقیانوسها مشاهده می‌شوند اما بیشتر در دریاهای گرم و معتدل زندگی می‌کنند. این جانوران از نرم تنان تغذیه می‌کنند و مخصوصا به ماهی مرکب علاقمند می باشند. ماده مترشح سیاه رنگی از ماهیان مرکب که مورد تغذیه این جانوران واقع می‌شود در دستگاه گوارش وی تبدیل به ماده بسیار خوشبویی می‌گردد که عنبر خوانده می‌شود و این ماده بشکل مدفوع منجمد شده خاکستری رنگی از حیوان دفع می‌شود که به صورت شناور روی آب قرار می گیرد و در سواحلی که جانور مذکور وجود دارد عنبرها را جمع آوری و به عطر سازان می‌فروشند و بعلاوه در موقع شکار این حیوان از داخل روده هایش مقادیر زیادی ( در حدود چند کیلو ) عنبر بدست می‌آورند.(اما برای یادسپاری آسانتر که می توان با کلمات بازی کرد و داستان ساخت، در واقع با استفاده از اَنبُر، عنبرها را از سطح دریا جمع آوری می کنند البته برای یادسپاری بهتر دیدن تصویر ذهنی آن هم لازم است.)

رأی بخاطر فلسطین

من بخاطر فلسطین رأی می دهم.
رأی من، اسرائیل را ناراحت می کند و هر چه اسراییل را عصبانی کند آن کار را انجام می دهم.

دسترسی سریع به اطلاعات حضور و عدم حضور نامزدهای انتخابات در مناظرات

در مناظره های انتخاباتی مجلس که تعداد زیادی نامزد شدند بهتر است در ابتدای جلسه، اسامی کسانی که در مناظره شرکت می کنند خوانده شود تا مخاطبین بدانند چه کسانی در مناظره شرکت و چه کسانی از آن صرف نظر کردند و اگر مناظره هایی هم قبلاً تشکیل شده است نامزدها در کدام ها شرکت کردند.
مزایا:
معمولا در مناظره ها توانایی گفتگو نامزدان، درک آنان از مسایل مهم کشور و راهکارها و راه حل های آنها برای رفع مشکلات، مشخص و با سایرین مقایسه می شود لذا شرکت در مناظره ها به مراتب بهتر از تبلیغات کاغذی است پس باید برای دسترسی سریع به اطلاعات حضور و عدم حضور نامزدهای انتخابات در مناظرات راهکارهایی سنجید که یکی از آنها بیان اسامی مناظره کنندگان در ابتدای مناظرات است.

در مناظره های انتخاباتی مجلس که تعداد زیادی نامزد شدند بهتر است در ابتدای جلسه، اسامی کسانی که در مناظره شرکت می کنند خوانده شود تا مخاطبین بدانند چه کسانی در مناظره شرکت و چه کسانی از آن صرف نظر کردند و اگر مناظره هایی هم قبلاً تشکیل شده است نامزدها در کدام ها شرکت کردند.
مزایا:
معمولا در مناظره ها توانایی گفتگو نامزدان، درک آنان از مسایل مهم کشور و راهکارها و راه‌حل های آنها برای رفع مشکلات، مشخص و با سایرین مقایسه می شود لذا شرکت در مناظره ها به مراتب بهتر از تبلیغات کاغذی است پس باید برای دسترسی سریع به اطلاعات حضور و عدم حضور نامزدهای انتخابات در مناظرات راهکارهایی سنجید که یکی از آنها بیان اسامی مناظره کنندگان در ابتدای مناظرات است.
#انتخابات #انتخابات_۱۴۰۲ #مجلس #مجلس_دوازدهم #مناظره #مجلس شورای اسلامی #پیشنهادات_انتخاباتی #مجلس_قوی #انتخخاب_اصلح #ایران_قوی